عبد الحي حبيبى
42
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
منهاج سراج ( 658 ه ) هم رواج داشت ، و در طبقات ناصرى بسا از رجال دورهء غوريان را منسوب بسرزمين حكمدارى يا مولد و مسكن ايشان مىيابيم ، بدون اينكه ياى نسبت را در آخر نام بلاد الحاق كرده باشند ، مانند ملك تاج الدين مكران ، و ملك سيف الدين مسعود تمران « 1 » و اگر اين نام را از مقولهء نسبت به محل ندانيم ، تسميهء بنام مكان هم تاكنون در افغانان همين سرزمين غزنه مروج است ، كه بر مردمان ، كابل و غزنى و مقر و ملتان نام ميگذارند . بهر صورت وجويريا هجوير با هجير و هژير فارسى بمعنى نيكو و نيكروى و هوشيار همريشه به نظر مىآيد ، كه در اوستا هوچتهره و در پهلوى هوچهر بود « 2 » بارى چون بموجب اين حكايت لويك وجوير معاصر با رتبيل و كابلشاهان بود و پسرش چنانچه بيايد ، در حدود ( 164 ه ) زندگى ميكرد ، بنابران زمان حيات وجوير را در حدود ( 100 ه ) تخمين كرده ميتوانيم . 4 / لويك خانان يا خاقان : اين نام به ضبط حكايت سخى سرور ، خانان و به ضبط گرديزى در زين الاخبار خاقان است ، ولى چون در بين مردم افغانستان نام خاقان مروج نيست ، و تسميه به خانان فراوان است و مخصوصا مردم ارگون و زاولستان و ملاخيل همين وجيرستان ، بدين نام فراوان تسميه كنند ، ممكن است كاتبان نسخ گرديزى آن را به خاقان تبديل كرده باشند . چنانچه اين نوع تصحيفات در اسماى رجال و بلاد در نسخ گرديزى و ديگر كتب خطى فراوان به نظر مىآيند . از روى اين حكايت درمىيابيم كه خانان يا خاقان پسر وجوير نخستين بار ازين خاندان بدين اسلام درآمد ، و ظاهرا بتخانهء دروازهء باميان شهر غزنه را ببست ، و بت لويك يعنى مجسمهء يكى از اجداد خويش را در ان مدفون ساخت .
--> ( 1 ) - طبقات ناصرى 1 / 368 ( 2 ) - برهان قاطع 4 / 2336 براى تفصيل رجوع كنيد به لويكان غزنه ص 54 ببعد